
در سال ۲۰۲۳ و پس از آن، قابلیت تفکر استراتژیک برای رهبران کسبوکار بیش از هر زمان دیگری اهمیت خواهد داشت. همهچیز در فضای کسبوکار تغییر کرده است و بدون مهارتهای بنیادین تفکر استراتژیک، رهبران، تصمیمگیرندگان و مجریان تصمیمها فاقد جهتگیری خواهند بود. بدون جهتگیری استراتژیک، شکست کسبوکار تقریباً دیر یا زود اجتنابناپذیر است.
باعث خرسندی من است که محتوایی تازه و ایدههایی جدید درباره ۶ سطح تفکر استراتژیک را با خوانندگان خود به اشتراک بگذارم. ما از این چارچوب و رویکرد در محتوای اصلی خود در حوزه شمّ کسبوکار / بینش تجاری استفاده میکنیم؛ محتوایی که از رویکرد یادگیری مبتنی بر شبیهسازی کسبوکار پشتیبانی میکند. بینشی که در اینجا ارائه میشود، همان موضوعی است که در یک برنامه سطحبالا برای رهبران مستعد یک شرکت جهانی با بیش از ۱۰۰۰ نفر نیروی انسانی، با مدیران ارشد مطرح کردم.
در ادامه، روایت و توضیحی از ۶ عنصر این چارچوب ارائه میشود:
درک اینکه شرکت شما چگونه پول درمیآورد، مشتریان شما چگونه درآمدزایی میکنند و رقبای شما چگونه پول به دست میآورند، نخستین سطح تفکر استراتژیک است؛ زیرا شناخت این عناصر به تدوین استراتژی کمک میکند.
در ذاتِ فهم اینکه یک شرکت چگونه پول درمیآورد، توانایی خواندن و تفسیر صورت سود و زیان، ترازنامه و گزارش جریان وجوه نقد قرار دارد. شمّ کسبوکارِ بنیادین چیزی است که همه افراد سازمان باید آن را بدانند و در سال ۲۰۲۳ و پس از آن، روشهای بسیار متنوعی برای توسعه این مهارتها وجود دارد.
گزاره ارزش، پیشنهاد ارزشی است که شما به مشتری خود ارائه میدهید. این گزاره میتواند در سطح کل شرکت، در سطح واحد کسبوکار یا در سطح محصول تعریف شود. بیشتر شرکتهای موفق، یک گزاره ارزش فراگیر و اصلی دارند.
برای مثال:
محصولات و خدمات شما چه اثری بر مشتری میگذارند؟ مشتریان این ارزش را در مقایسه با هزینههایی که برای خرید محصولات و خدمات پرداخت میکنند، چگونه درک میکنند؟
هرچه منافع ادراکشده نسبت به هزینههای ادراکشده بیشتر باشد، گزاره ارزش قویتر خواهد بود.
بازارهای کسبوکار، سیستمهایی پیچیده هستند. درک موضوعاتی مانند عرضه و تقاضا، عوامل محرک درآمد و سود، چگونگی خلق گزاره ارزش، و رابطه میان تأمینکنندگان، رقبا و مشتریان، قابلیتهایی حیاتی هستند که مهارت تفکر استراتژیک را شکل میدهند.
بینشهای استراتژیک از طریق تحلیل مالی عمیق به دست میآیند. توانایی انجام تحلیل تغییرات درصدی، تحلیل هممقیاس، تحلیل ساختار صنعت، تحلیل چرخه عمر محصول و تحلیل صدای مشتری، مهارتهایی حیاتی هستند که داستان پشت بازارها را آشکار میکنند.
پس از تکمیل تحلیل، بینشهای حاصل از دادهها روایتی ایجاد میکنند که تصمیمها و سرمایهگذاریها را هدایت میکند.
داشتن یک استراتژی عالی یک موضوع است و توانایی اجرای آن موضوعی دیگر. اجرا، فرایند پیادهسازی استراتژی از طریق افراد و سیستمهاست. اجرا بدون تردید دشوارترین بخش چارچوب تفکر استراتژیک است.
بهترین شرکتهای جهان، فرهنگی از اجرا ایجاد میکنند که از طریق موارد زیر با استراتژی پیوند میخورد:
آخرین سطح تفکر استراتژیک، توانایی پایداری بر استراتژی موجود یا چرخش به سوی استراتژی جدید است.
پایداری دشوار است. پایبند ماندن به استراتژی در میان گذارها و تغییراتی که بهطور طبیعی در کسبوکار رخ میدهند، به انضباط، سختکوشی و پشتکار نیاز دارد.
در عین حال، تغییر استراتژی نیز اگر استراتژی جدید بتواند نتایج قویتری ایجاد کند، به همان اندازه به انضباط، سختکوشی و جسارت نیاز دارد.
در مجموع، درک و تسلط بر ۶ سطح تفکر استراتژیک نیازمند تلاش فراوان، سختکوشی و تعهد سازمان است؛ تعهدی برای فراهم کردن مهارتها و ابزارهایی که کارکنان برای تدوین و اجرای گزاره ارزش خود به آن نیاز دارند.
کلید موفقیت، سرمایهگذاری بر قابلیتهایی است که اجرای استراتژی را از طریق افراد امکانپذیر میسازد.
کلمات کلیدی :
در صورت نیاز به کسب اطلاعات بیشتر درباره خدمات مشاوره مدیریت استراتژیک ما، میتوانید از طریق زیر تماس بگیرید